خرید بک لینک
همه چیز از سربازی شروع کار شد‌ در روز جاری سراسرم تو بودی، وقتی داشتم دنبال سریال نوین میگشتم که ببینم در خاطرم سبز شدی، عمیقا دلتنگتم. اگر الان بودی قطعا حریف خوبی برای تحلیل فیلمایی که میدیدیم بودی. اگر بودی شاید خیلی رابطمون خوب بود، اما فقط شاید. لعنت به اون شبی که رفتی... لعنت به حسِ اون شب... پ،ن: حرفهای ناتمام. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۴ساعت 23:57&nbsp توسط بانو میم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:42

سین عزیزم: اگر به جان عزيز تو غم نريخته بودماگر که زندگی ات را به هم نريخته بودماگر که دور تن ات دست من طناب نمی شداگر که خستگی ام بر سرت خراب نمی شداگر که در کفن زندگی اسير نبوديماگر که وارث اين درد ناگزير نبوديماگر که صاعقه بر سقف خيس خانه نمی زداگر به شانه يمان غصه تازيانه نمی زداگر که خستگی ام در تن تو تازه نمی شداگر که قلب تو تابوت اين جنازه نمی شداگر که سايه ی اين بي کسی بزرگ نمی مانداگر که خانه يمان آشيان گرگ نمی مانداگر من و تو درين زندگی غريب نبوديماگر که طعمه ی اين شهر نانجيب نبوديماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:42

نوشتن از تو سخته

فکر کردن به تو سختتره

و من از عهده ی کارهای سخت برنمیام

سکوت

سکوت

سکوت

قلم از دستم افتاد و تو از

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 15:35

ناناز قشنگم. امروز رفتم سونوگرافی چون خیلی دلم برات تنگ شده بود. همینطور که دکتر داشت شما رو میدید منم از رو مانیتور روبه روم میدیدم. یهو یه خمیازه کشیدی، وای من غش کردم برا اون لب و دهنت که اونجوری سرتو دادی عقب خمیازه کشیدی بعد دوباره برگشتی سر جات ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 7:49

آنگاه زنی که کودکی در آغوش داشت گفت با ما از فرزندان سخن بگو.و او گفت:فرزندان شما فرزندان شما نیستند.آن ها پسران و دختران خواهشی هستند که زندگی به خویش دارد.آن ها به واسطه شما می آیند، اما نه از شما ، و با آن که با شما هستند ، از آن شما نیستند.شما می توانید مهر خود را به آن ها بدهید ، اما نه اندیشه های خود را ،زیرا که آن ها اندیشه های خود را دارند.شما می توانید تن آن ها را در خانه نگاه دارید، اما نه روحشان را،زیرا که روح آن ها در خانه فرداست ، که شما را به آن راه نیست ، حتی در خواب.شما می توانید بکوشید تا مانند آن ها باشید ، اما مکوشید تا آن ها را مانند خود سازید.زیرا که زندگی واپس نمی رود و در بند دیروز نمی ماند.شما کمانی هستید که فرزند تان مانند تیر زنده ای از چله آن بیرون می جهد.کمانگیر است که هدف را در مسیر نا متناهی می بیند و اوست که  با قدرت خود شما را خم می کند تا  تیر او را تیز پر و دوررس به پرواز در آورید.بگذارید که خم شدن شما در دست کمانگیر از روی شادی باشد؛زیرا که او هم به تیری که می پرد مهر می ورزد و هم به کمانی که در جا می ماند.  از کتاب: پیامبر و دیوانه اثر جبران خلیل جبران + نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد ۱۴۰۱ساعت 9:13&nbsp توسط بانو میم  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 7:49

در کشاکش تمام سختیها
و کم آوردنهایی که زندگی
برایمان رقم میزند،
هیچگاه اسیرِ عظمت
درد و غم مباش؛
که خدای تو
از تمام آنچه که دلت را
آزرده، بزرگتر است

پ.ن: سین های عزیزم، مرسی که هستید، شکر که دارمتون

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۱ساعت 11:40&nbsp توسط بانو میم  | 

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 7:49

ِ
"انســـــــــــانــــــم آرزو اســــــــت"

___________________________
بهخودم آمدم انگار تویی در من بود
اینکمیبیشتر از دلبهکسیبستنبود
من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بندِ توام آزادم
___________________________
تو نیمِ دیگرِ من نیستی

♡تمااااااااامِ منی♡
___________________________

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: سه شنبه 21 بهمن 1399 ساعت: 5:42

اگه ندونی این آخرین زمستونِ

این برف؛

چه فرقی داره با برفای دیگه؟

|کارگردان مرتضی فرشباف|

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 3:56

دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمان
امشب نظر به روی تو از خواب خوشترست

|سعدی|

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 3:56

Tut elimden beni çok sev
Kimseye verme
Seveceksen ömürlük sev
Bir günlük sevme

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 3:56

اینجاست که میفهمم خدا بازم برامون یه چیز بهتر می خواد.

پ.ن: خدایا برای همه چیز (تمام چیزهایی که دادی و ندادی) ازت ممنونم..

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 3:56

دانی از زندگی چه می خواهم؟

من، تو باشم

تو

پای تا سر تو...

زندگی گر هزار باره بُوَد

بار دیگر تو

بار دیگر تو...

پ.ن: سالگردمون مبارک نفسم

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 3:56

انگور سیاهم

به بوی دهان تو شراب می شوم...

بانو میم نوشت: سین عزیز تر از جانم، زادروزت مبارک ترین روز این هستی است.

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 3:56

من به رفتار عشق مشکوکم

در دل مشت بسته اش چیزیست

روی رویش شکوه شیراز است

پشت رویش قشون چنگیزی ست

* * * * *

من مریضم که صورتم سرخ است

شاعری که چقدر تب دارم

اندکی دوست رو به رو با من

یک جهان دشته از عقب دارم

|علیرضا آذر|

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 3:56

اون دنیامه

تا آخرین نفس برام تو زندگیم مقدسه

همین که دیدمش واسه تموم زندگیم بسه

واسم هنوز، همه کسه....

برچسب: نویسنده: کیارش بختیاری تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 3:56

صفحه بندی